تبليغاتX
سرخوشيو عشقه

سرخوشيو عشقه

Ai.Fa

مااااامااااااااااااااااااااااااااااااااااان

گور باباي همتونImage and video hosting by TinyPic

امروز روز حساب بود.......آره بابا كارنامه.....و تعيين دبيرستان.......معدلم شد :19.78.Image and video hosting by TinyPic....... البت خوبه ها ولي من فك ميكردم بيشتر بشم....... حالا كارنامه رو بي خيخي.....دبيرستان......افتادم مهرنامي.جايي كه ازش نفرت دارم.مدرسه خرخونا..... هيش كدوم از بچه ها هم باهام نيستن........نگا كن تو رو خدا گفتيم از اين مدرسه سخت گير لعنتي ميايم بيرون ميريم يه دبيرستاني كه نفس راهت بكشيم........چي ميخاستيم چي چي شد؟ انقدم دوره كه نگوووو......اگه مامانمو راضي كنم كه سرويس نگيره،مجبور ميشم كه با BRT برم ......آقا يه CD غمگين بذار! من الان عند افسردگيم!

حالا اينا همه يه طرف،اينا رو وللش،فرزانو بگو اينجوري كه از هم جدا ميشيم.....راستي معدل فرزانم شد 19.25.

آره داداش ما ديگه از راهنمايي اومديم بيرون و به اصطلاح،خدا نكرده،زبونم لال،بلا نسبت،گلاب به روتون،روم به ديفار،مثلا بزرگ شديم (ما ميگيم بزرگ شديم تو هم بگو آررره!صداشو در نيار!!)


Image and video hosting by TinyPic

   

آره بابا اين مدرسه درب داغون مائه.....يني بوووووووود.نميدونم چرا اسمشو سانسور كردن؟؟؟

فقط نوشته رو داشته باش(من خودم همين الان تو عكس ديدم):مدرسه راهنمايي تحصيلي دخترانه نرگس!!!!!!!!! Image and video hosting by TinyPicآخه مگه مدرسه تفريحي هم داريم آخه؟؟


Image and video hosting by TinyPic

ايني كه ميبيني ميز مائه!يني بوووووووود! بدبخت بيچاره! اين آخريا ديگه جاي خالي پيدا نميكرديم روش!!


 Image and video hosting by TinyPic

اينم ديفارمونه.........اي بابا بوووووووووود!! اينم مث ميزه آثار و بقاياي ما رو در خودش ثبت كرده! اصن تو كلاس كه وارد ميشدي ميفهميدي كه منو زهرا و هديه كجا ميشينيم،از بس كه رو ميز و ديوار اسمامونو نوشته بوديم!!!!

حالا بقيه ميزا تميييييز،ميز ما همش خط خطي و نقاشي بود!!!Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic 

شايد باور نكنين ولي اين ديگه كار من نيس!!!


Image and video hosting by TinyPic 

و اين هم.......شلوار منه!!! اونيفرم مدرسم!!!!تو اين مدرسه كسي از معلما و دانش آموزا نمونده بود كه به شلوار من گير نداده باشه!!Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic 

اينم يادگاري بروبكس رو مقنعه من!!

 

خب ديگه بالاخره پرونده هامونو گذاشتن زير بقلمونو.........به سلامت.

بچه هاي سه در چهار!(همون سه ي چهار!!)و بر و بكس سوم،ميدونم بيشترتونو ديگه هيچ وخت نميبينم ولي همين جا ميگم كه همتونو يه دنيا دوس دارم.......(عجب صحنه رمانتيكي!)

من فيلا ميرم دنبالم اوقات فراغتمImage and video hosting by TinyPic

 

پ.ن.1:سام عليك تابستوووووووون

پ.ن.2:خدافظ مدرسه فكستني!! 

پ.ن.3:فقط به خاطر فرزانم چروپرتامو(حرفامو)نوشتم وگرنه ميخاستم مطلب بذارم

پ.ن.4:آهنگ زنگ انشاي بابك تيغه خيلي قشنگه حتما برين بدانلودين

.

.

.

.

.

پ.ن.5:سرخوشيو عشخه!Image and video hosting by TinyPic

 پ.ن.6:Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 5:4 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

آخي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ش ... بالاخره اومدم ، خوش اومدم ...

به !!! اينجا رو نيگا ... بكس خفن نت سام عليك ... دلم واستون يه كوچولو شده بود... جون تو راس ميگم !!!... خب ما هم دل داريم ديگه ... راستش من قصد داشتم تا آخره امتحانا آپ نكنم ... حالا چراشو نمي دونم ... آخه مني كه از اول خرداد تابستونم شروع شده و اصن نمي دونم عمتحان رو با چه عيني مي نويسن ، واس چي به خاطرش آپو عقب بندازم ؟؟؟ بعدم ديدم همه منتظرن آپ كنم ... هي چپ مي رن ، راس ميان ، گير مي دن به وب ما ، مي گن چرا آپ نمي شه ، گفتم يه وخت فك نكنين واسمون افتفاقي افتاده ، ما زنده ايم اما ... خب يه ذره مشغول بوديم !!!!!!!...

امتحان عولوم داشتيم ... ديگه اين آخر سري چشماي كباركم داشت از حدقه مي زد بيرون  از بس كه اين ور اون ور چرخيد واسه ي جواب يه جاي خالي !!! ديگه داشتم با نا اميدي برگه هه رو مي دادم كه ييهو ديدم يه كورسوي اميد اون طرف پيدا شد ، ( مهسا ) كه اونم اول يه سوال پرسيد ، وختي جواشو دادم ، هنر كرد و جواب سوال منم بهم داد... دخترا همين جورين ديگه ، يه كاريم مي خوان بكنن ، بايد هزار بار دورشون بچرخي ... 75/0 رسوندم كه 25/0 بهم برسونه حالا بيخيخي ...

 آقا ديروز مامانه نذاشت اصن كامپيوترو روشن كنم ... خيلي عجيب بود ، اوصولا مامانم به اين كاراي من كاري نداره ، اما ديروز ازم خواهش كرد كه درس بخونم !!!!!! گفت اين يه هفته رو دور كامپيوتر خط بكش ... ( و چقدرم من آدم حرف گوش كنيم واقعا !!!) منم كتابمو گرفتم دستم و پشت ديواري كه كتابه واسم روبه راه كرده بود ، به گوشي بازي پرداختم . . .

آخ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ ... اصن از موضوع اصلي پرت شدم اون طرف ... ديگه نمي تونم برگردم ... يكي بياد منو بگيره ، كمك ... خب ، من به كمك كسي نياز ندارم امروز ، تبريك 2 مناسبت داره ، يكي اين كه امروز تفلد وب آيدامه كه خودش تفلد گرفته ، من اومدم تاكيد كنم ... پس هركي نديده ، بره ببينه و كادو هم يادش نره  ( كادوها فقط تو وب آيدا و استون تحويل گرفته ميشه ، به خودشون بدين ) و يه تبريك مهم تر و اساسي تر كه بايد كادوشو حدودا بهمن ماه بيارين تقديم كنين ، بابت اينكه ...

آخه نمي دونم چيجوري بگم ؟؟؟ به خاطر خواست آيداجونم و غيرت خودم ، خيلي سربسته و پشت پرده ي ابهام ، توضيح مي دم ... اما واسه همونشم بايد خواهش كنين خواهش نكنين ، خبر بي خبر ... خب حالا چون خيلي دوس دارين بدونين چي شده ، مي گم : ... راستش ... اينكه ... زحمات من و آيدام نتيجه داد هوووووووووووووووووراااااااااااااااا الان كمي تا قسمتي خوش حالم و اين شكلكا هم از عوض آيدام : ... خب اينم منم : ... اين دفه فك كنم ، نوبتيم كه باشه ، نوبت آيداهه كه بيشتر خجالت بكشه ... خب ديگه من برم ، توضيح بشتر داده نمي شه ، بقيه ي معما رو بايد با استفاده از هوش خودتون حل كنين ... فعلا خدافس

 

 

پ . ن : آيداجونم ازين سكرت تر ديگه راه نداشت ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/19ساعت 12:8 PM  توسط FarZan $ArKh0sh  | 

سام عليك

خوبين كه؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوفي؟؟؟؟

امتحانا چي؟؟؟؟؟

ما كه مثلا نهايي داريم.............ديوسا ورداشتن ما رو يه ميز در ميون نشوندن سر جلسه امتحان!تو هر كلاس از هفت نفر بيشتر نيستيم. نميفهمم آخه يني چي آخه؟؟

امروز امتحان املا داشتيم.زهرا ميگفت به كلمه تشديد دار كه رسيد من ميزنم رو ميز!

راستي يه چيزي................جمعه اي گشت محترم ارشاد منو گرفت!!!بدجور گرخيدم!!!!

آقا اومدم يه آپ بكنما.نگا كن.صد دفعه رفت و اومد!!برقو ميگم بابا.باز تابستون شد اين برق رفتنو اومدنش گرفت................اون آبه كه تو تابستون قطع ميشه نه؟؟؟......آخه برق چه ربطي به تابستون داشت؟؟؟؟؟؟؟................من چه ميدونم آخه؟؟؟خودت يه جوري ربطش بده ديگه.آخرشم نتيجه گيري كن كه من واسه آپ كردن خيلي زحمت ميكشم.......ربطش دادي؟؟؟؟نتيجتو گرفتي؟؟؟؟خب ديگه بسه برو آپو بخون..................دِ برو ديگهلبخند مي زنيم!

 

مرد بیکار !!!

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه اش کرد و تميز کردن زمينش رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واستون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»

رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»

مرد در کمال نوميدي
اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...

پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا بود. شروع کرد براي آينده خانواده اش برنامه ريزي کنه، و تصميم گرفت بيمه عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»

نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت:

 

آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 4:28 PM  توسط dA $arKh0sh!@  |