تبليغاتX
سرخوشيو عشقه

سرخوشيو عشقه

Ai.Fa

 

من اومدم!

 

اين شما و اين هم آيدا سرخوش!

 

سخت در تعجبم كه هنو در وبو تخته نكردن!  

 

اووووووووه!

 

خب چه خبرا؟!

 

نمي دونم اين فرزان زنده اس يا نه؟!

 

ااااااا چه مفتي مفتي رفتيم دوم!

 

من هنو نمي دونم ميخوام برم چه رشته اي!

 

آخر ميرم خانه داري همه رو راحت ميكنم!

 

ممممممممم....بوي تابستون مياد!

 

ما زودتر از همه مدرسه ها تعطيل شديم! آي حال داد!

 

سر يكي از امتحانا،وختي امتحانمونو داديم اومديم پايين...يكي از دوميا داشت كنار دسشويي ها زمينو متر مي كرد و هي با گوشيش ور ميرفت....به يكي از دسشويي ها اشاره كردمو گفتم: ببين اينجا آنتن نميده!بايد بري اون تو!...دختره هم ازم تشكر كردو رفت تو دسشويي!!!

 

از بر و بچ خبر ندارم...آخه در جريان هستين كه...اس ام اسا به خاطر انتخابات كلا منحله!

راستي! تبريك ميگم رياست جمهوري،رئيس جمهور منتخب ملتو!

 

ديه چي بگم؟!

 

آهان روز مادر هم مبارك!

 

فعلا تا بعدا!

 

سرخوشيو عشقه!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 11:56 AM  توسط dA $arKh0sh!@  | 


با يه شكلات شروع شد،من يه شكلات گذاشتم تو دستش،اونم يه شكلات گذاشت تو دست من.من بچه بودم،اونم بچه بود.سرمو بالا كردم،سرشو بالا كرد.ديد كه منو مي شناسه.خنديدم.گفت:دوستيم؟گفتم:دوست دوست.گفت:تا كجا؟گفتم:دوستي كه تا نداره.گفت:تا مرگ.خنديدم و گفتم:من كه گفتم تا نداره.گفت:باشه تا پس از مرگ.گفتم:نه نه نه نه تا نداره.گفت:قبول.تا اونجا كه همه دوباره زنده ميشن.يني زندگي پس از مرگ.بازم با هم دوستيم.تا بهشت تا جهنم.تا هر جا كه باشه منو تو با هم دوستيم.خنديدم و گفتم:تو براش تا هر كجا كه دلت مي خواد،يه تا بذار.اصن يه تا بكش از سر اين دنيا تا اون دنيا.اما من اصلا براش تا نميذارم.نگام كرد،نگاش كردم.باور نمي كرد.مي دونستم اون مي خواستحتما دوستي ما تا داشته باشه.دوستي بدون تا رو نمي فهميد...

گفت:بيا برا دوستيمون يه نشونه بذاربم.گفتم:باشه.توبذار.گفت:شكلات..هر بار كه همديگه رو مي بينيم،يه شكلات مال تو،يكي مال من...باشه؟گفتم:باشه.هر بار يه شكلات ميذاشتم تو دستش،اونم يه شكلات تو دست من.باز همديگه رو نگا مي گرديم،يني كه دوستيم.دوست دوست.من تندي شكلاتمو باز مي كردم،مي ذاشتم تو دهنم و تند و تند مي مكيدم.مي گفت:شكمو.تو دوست شكموي مني و شكلاتشو ميذاشت تو يه صندوقچه كوچولوي قشنگ.مي گفتم:بخورش.مي گفت:تموم ميشه.ميخوام تموم نشه.براي هميشه بمونه.صندوقش پر از شكلات شده بود.هيچ كودومشو نمي خورد.من همشو خورده بودم.گفتم:اگه يه روز شكلاتاتو مورچه ها بخورن يا كرما اون وخت چيكار ميكني؟گفت:مواظبشون هستم.مي گفت:مي خوام نگهشون دارم تا موقه اي كه دوست هستيم.و من شكلاتامو مي ذاشتم توي دهنم و مي گفتم:نه نه نه تا نداره.دوستي كه تا نداره.

يك سال،دو سال،چهار سال،هفت سال،ده سال...بيست سالش شده.اون بزرگ شده،منم بزرگ شدم.من همه شكلاتامو خوردم،اون همه شكلاتاشو نگه داشته.اون آمده امشب تا خدافظي كنه.مي خواد بره،بره اون دور دورا.ميگه:ميرم ماما زود برمي گردم.من كه مي دونم ميره و برنمي گرده.يادش رفت شكلات به من بده.من كه يادم نرفته.يه شكلات گذاشتم كف دستش،گفتم اين براي خوردنه.يه شكلاتم گذاشتم كف اون دستش،اينم آخرين شكلات براي صندوق كوچيكت.يادش رفته بود كه صندوقي داره برا شكلاتاش.هر دو تا رو خورد.خنديدم،مي دونستم دوستي من تا نداره،مي دونستم دوستي اون تا داره.مثل هميشه.خوب شد همه شكلاتامو خوردم اما اون هيچ كودومشو نخورده حالا با يه صندوق پر از شكلاتاي نخورده چيكار ميكنه؟؟!

پ/ن/۱:جدی من این همه مدت کدوم گوری بودم؟؟! ستاره سهیل پیش من لنگ میندازه!

پ/ن/۲: جاتون خالی تو کلاس یه سفره هفت سینی ردیف کردیم!تووووووووپ! تازه امروز صورت یکی از بچه هارو سیاه کردیم از این لباس قرمزا هم تنش کردیم شد حاجی فیروز!! مدیر و ناظم و غیره انقد تحویلمون گرفتن!به این میگن اصل خایه مالی!

پ/ن/۳: آخیییییییییش ما دیه از شنبه مدرسه نمیریم...به این میگن اصل گشادبازی!!

پ/ن/۴:امروز بچه ها گریه زاری راه انداخته بودن که آره ما ۲۰ روز همدیه رو نمی بینیم!دلمون تنگ میشه! همه در حال خدافظی و گریه و بغل و بوس بودن ولی من سرخوش تر از همیشه در حال مسخره بازی!! به این میگن اصل کلوخ صفتی!

پ/ن/۵: درفام و پریا تو مدرسه دعوا گرفتن سه روز اخراجشون کردن!!! سر اینکه یکی به پریا فوش داده بود! به این میگن اصل با غیرتی!!!

پ/ن/۶: من فک نمی کنم تا عید بیام...از همین حالا هم چهار شنبه سوری،هم عيد،هم سيزده به در مباركتون باشه! به اين ميگن اصل صرفه جويي در آپ!

پ/ن/۷:چهارشنبه سوري از رو آتيش نپريدا !!! آخه تجربه ثابت كرده الاغ رو آتيش رم ميكنه!!

پ/ن/۸:من كه عيد نميام وا۳ همين حرفاي آخر سالمو الان ميزنم:خدايا امسالم گذشت و ما آدم نشديم(آخه من هر سال دم عيد از خدا مي خوام كه آدمم كنه ولي هنو...) اشكال نداره...به قول حسين مخته:من اصلاح نميشم مادرم اينو ميدونه! دوس دارم سال جديد زندگيم بهتر از ايني كه هست بشه...دوس دارم دور و وريامو خوشبخت ببينم...و از ته دل دوس دارم باباي محبوبه حالش خوب شه...يادم نمياد كسي در حقم بدي كرده باشه ولي اگه من در حق كسي بدي كردم اميدوارم كه منو ببخشه...هر كي هر جايي هست عيدو از همين جا بهش تبريك ميگم(چه جو احساسي و رمانتيكي!)....حالا همتون بياين بقلم!!

پ/ن/۹: يكي ديه هم بذارم؟!

پ/ن/۱۰:!!! خب ديه لوس نشم! خدافظ! (سرت تو ***حافظ!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/22ساعت 7:25 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

 

ساموليك

خوبين؟؟!؟؟!؟؟؟!؟؟؟

چه خبر؟؟ سلامتي رهبر،امنيت كشور،آخرين خبر،برف اومده تا كمر،دسته تبر،بره تو ....آدم بي خبر!!!!

اصن تعجب نكنين!خودمم كه بعد از بعد از غيبت كبري(!)دوباره آپيدم!

واي من نمي دونم چرا امروز انقد خرذوقم!! واقعا نميدونما!درسته كه من هميشه سرخوشم ولي الان به طرز خيلي غريبي شبيه خري شدم كه بهش تي تاپ داده باشن!

راستي تا يادم نرفته....عيد همتون از دم مبارك.

آخ جوووووون سه روز هالي دي!!

ما امروز تو مدرسمون جشن داشتيم...منم عضو گروه سرود بودم!....آقا آخر سرود بچه ها هي گفتن دوباره...دوباره....ما هم اتمسفر هوا گرفتمونو.....يه دور ديه سروده رو خونديم!!!!!جون داش جوگيري رو داشتي؟!

اه امروز دبير فيزيك ريدمان كرد به حالم!

آخه به تو چه كه من دفتر نميارم،تمرين نمي نويسم،به درس هم گوش نميدم؟؟!

ووووويي چه برفي داره مياد!ايـــــووووووول!

من كه امرو از مدرسه رسيدم خونه،شده بودم آدم برفي!!

آخه راهم دقيقا مخالف جهت وزش باد بود...اين برفا هم هي ميرفتن تو چشام! اعصابم سرويس شد!

تا اونجايي كه با دوستام بودم عقب عقب را ميرفتم!....چيكار كنم خب؟؟عقب عقب را برم بهتره يا اينكه كور شم جلومو نبينم؟؟!!وختي هم ازشون جدا شدم....بابا ديه اون قدرا هم ديوونه نيستم من!!مجبور شدم مث آدم را برمو جلو صورتمو با دست بگيرم!

پريروزا سر كلاس رياضي دبيره داشت مي گفت كه بعضيا از دانش آموزا خيلي بي ادبن.اصن به دبير احترام نميذارن.مثلا مادر دانش آموز مياد مي بيني خيلي با ادب،فرهيخته،دانشمند!!!ولي دخترش كاملا بي ادب!آدم واقعا نميدونه اين بچه به كي رفته؟؟.....ييهو يكي از بچه ها گفت:خب به باباش!!!!كلاس رفت رو هوا!

اي بابا!! من چرا بعد اين همه مدت ديه هيچ حرفي ندارم كه بزنم؟؟

اين جوري نبودما اين جوري شدم!

پس يه مطلب مي ذارم.

 

واقعیت هایی درباره زنان و مردان

 

-1 برای بیشتر خانومها مهمترین مسئله ،امنیت مالی است.

-2 با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون میرن و لباسهای گرون قیمت میخرن.

-3 با این که همیشه لباسهای گرون قیمت میخرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

4 -با اینکه میگن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس میپوشن.

-5 با این که همیشه قشنگ و شیک لباس میپوشن،ولی میگن لباسهام دیگه کهنه و درب و داغونه.

-6 با این که میگن که لباسهاشون کهنه و درب و داغونه،ولی انتظار دارن که شما همیشه از تیپشون تعریف کنید.

-7 با این که همیشه انتظار دارن از تیپشون تعریف کنید،ولی وقتی هم شما این کار رو میکنین حرفهاتونو باور نمیکنن. (میفهمن که داری مخ شونو میزنی)

 

-1 تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزينس خودشون هستند

-2 در حالـیکه شدیداً گرفتار کار و بیزينس خودشون هستند،ولی در هر صورت وقت واسه خانومها دارند.

-3 در حالـیکه در هر صورت وقت واسه خانومها دارند، ولی اونها رو به حساب نمیارن.

-4 در حالیکه اونهارو به حساب نمیارن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

-5 در حالیکه همیشه یکی تو دست و بالشون هست،ولی بازم شانس شون رو روی تورکردن بقیه خانومها امتحان میکنن.

-6در حالیکه شانس شونو روی بقیه خانومها امتحان میکنن،ولی دستپاچه میشن وقتی زنی ترکشون می کنه.

-7 در حالیکه دستپاچه میشن وقتی زنی ترکشون میکنه، ولی بازم درس عبرت نمیگیرن وهنوز هم میخوان شانس شون رو روی بقیه خانومها امتحان کنند. (نمیدونن شانس فقط یک بار در خونه آدمو میزنه)

 

پ/ن/1:................................!!!!

پ/ن/2:مديوني اگه اينو بخوني و وا3 من دعا نكني كه امتحاناي ترممو خوب بدم!

پ/ن/3:شايد امشب ديوونه شدم به همه دوستايي كه شمارشونو دارم بزنگم عيدو بتبريكم!

پ/ن/4:هه هه مچ بند مهديسو پيچوندم!

پ/ن/5:راســـتي كودوم آدم بيكاري شايعه كرده كه يه نوزاد به حرف اومده و گفته:قراره بهمون عذاب نازل بشه؟؟

پ/ن/6:سرخوشيو واقعا عشقه!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/26ساعت 5:31 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سيــــــــــــــــلـام سيــــــــــــــــلـام!!

خـــــــــوبــــــــيــــــــن؟؟!

من كه زيــــــــــــاد خوب نيسَم....بدنم درد ميكنه....دپسردگي گرفتم!....آخه تو تركم!!

دارم اينترنتو مي تركم....اين چند وخته بد جوووور به كام و نت معتاد شدم ....مي خام خودمو ببندم به تخت!! ....ديه كمــــــــــتر ميام نت....

امرو از مدرسه و بروبكس نمي تعريفم چون آپ سفارشي داريم!!

واااااااااااااااااايـــــــــــــــــــــــــي من خيـــــــــــــــــــــلي خوشحالم!خيـــــــــــــــــــلي!!

امرو يه روز خاصـــــــه!!

15 سال پيش تو همچين روزي يه بچه تخس و قد و لجباز به دنيا اومد....نــــــــــــــــه نــــــــــــــه!!!!! اشتب نكن!! خودمو نمي گم....

چند سالي گذشت اين بچه هه يه كم بزرگ شد....رفت مدرسه....يه بچه هه ي ديگه هميشه اونو تو مدرسه مي ديد....ولي اصـــــن ازش خوشش نميومد!....چند سال ديه گذشت.....اين دو تا بچه رفتن پنجم دبستان....از سال پيش كم و بيش هم ديه رو مي شناختن....بچه دوميه كم كم از اون بچه تخس خوشش اومد....مث اينكه اون بچه تخس هم از بچه دوميه خوشش اومده بود.....اونا با هم دوست شدن....هر روز كه مي گذشت بييشتر به هم عادت مي كردن و به هم وابسته تر مي شدن....ديه شده بودن همه زندگي همديه....اينا رفتن اول راهنمايي....يه بچه هه ي ديه هم رفيق فابشون بود...اسمش الناز بود....شده بودن سه كلنگ دار!!! بهترين روزاي عمرشون با هم مي گذشت...هميشه با هم از ته دل مي خنديدن....همه به رفاقتشون حسودي مي كردن....تا اينكه به خاطر اشتباه بچه دوميه بين اونو اِلي فاصله افتاد....ديه سه كلنگ دار نبودن....اجازه نداشتن با همديه رفاقت كنن....روزاي خيلي بدي رو مي گذروندن....فقط از طريق بچه تخسه از همديه با خبر مي شدن....تقويم تند تند ورق مي خورد و بچه تخسه و بچه دوميه هر روز بيشتر و بيشتر با هم صميمي مي شدن....ديه سوم راهنمايي رو تموم كرده بودن....همديه رو خيــــــــــلي دوس داشتن....همه چيز هم ديه بودن....ولي مث اينكه اين روزگار لعنتي بازم چشم ديدن رفاقت اونا رو نداشت..........و...بازم شروع شد روزاي بدون  آفتاب....بچه دوميه هر روز كه از بيدار ميشد فك ميكرد همه چي يه كابوس بوده....تو وضع خوبي نبود....بچه تخسه هم بدتر از اون....ولي بچه دوميه با وجود چهار سال رفاقت....با وجود همه علاقه اش به بچه تخسه....زد زير همـــه حرفا و قولاش....رفت و حتي پشت سرشم يه نگاه ننداخت....ولي حالا داره با يادآوري همه روزاي قشنگ زندگيش خيسي اشكو رو گونه هاش حس مي كنه.... حالا به اين نتيجه رسيده كه هيشكي جز اون بچه تخس نمي تونه واسش بشه رفــــيق فــــاب....

 

امــــــروز يني نوزدهــــــــم مهـــــــر روز تولــــــــــــــد اون بچه تخسه

Happy Birth Day!

فـــــــرزان عـــــــزيزم تولــــــــدت مبارررررررك!

 

 

   

 

ببينم نكنه فك كردي يادم رفته روز تولدتو؟؟!!!ها؟؟!!

اي كاش امسالم مي تونستم مث پارسال از ظهر تلپ شم خونتون!

 

                       

 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو

كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

عاشق تو يه قلب بي قرار و کوچک

فقط مي خوان بهت بگن :

.

.

.

.

.

تولدت مبارک

 

 

اينم كيـــــــــــــــــــــك!! وختي داري شمعا رو مي فوتي آرزو يادت نره ها!!!

متولد فصل پائيزي ولي اميدوارم هميشه بهار سرخوش باشي نه پائيز پر درد.

ااااااااااااا يه لحظه ايستَه كن ببينم!!!!

اين كه شمع نداره!!!!!!!

حالا من كيك به اين بزرگي گرفتم نمي توني خودت دو تا شمع كوچولو بگيري؟!!!

حالا همه بگين خيــــــــــــــــــار!!!....مي خام عكس يادگاري بگيرم!

 

 

*:منم همين طور....

**:ســـــــــــرخــــــــــوشــــــــيو عشـــــــــــــقه!

***:تولدت خيلي مبارك شد...مگه نه؟؟!!!

****:امروز فيلم گلشيفته به افتخار تولد فرزان اكران ميشه!!

*****: مي دونم همه كيف تولد به كادوشه ولي....خودت كه مي دوني....

******:كيس.ميس.ليس.....بااااااااااااااااااااي

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 5:55 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سلام به همه بچه مدرسه اي هاي جييگگگگگگر!!!

 

آقا اومدم يه آپ مدرسه اي بكنم بگم تو اين سه روز چه غلطي كردم تو هاي اسكول؟!

خب...مدرسمون به اون بدي هايي كه فك مي كردم نيس...گرچه هنو ميگم راهنمايي يه چي ديه بود ولي...تو اين مدرسه هم بهم بد نمي گذره!امسال كه چايي نخورده با همه دخترخاله شدم!!!حدودي ده تا دوست جديــــد پيدا نمودم...ولي بازم ميگم دوستاي راهنماييم يه چي ديه بودن...الان فقط واسه وخت گذروندن و عشق و حال با بچه ها تيريپ دوستي ورمي دارم ولي قبلا واقعا عاشق دوستام بودم...حالا بي خيخي.

من از ده پايين ميرم ده بالا مدرسه!!!!!! آخه نمي دونين چقد دوووووووووووره كه...من بايد يه خيابون درازو برم پايين...بعد برم BRTسوار شم...بعد 5-6 تا ايستگاه پياده شم باز حدود 2-3 تا خيابونو پياده برم!يادش بخير سه سال دبستان،مدرسمون ته كوچه بود.

دبيرستان ما يكي از بزرگترين و بهترين دبيرستاناي منطقه اس و البت از اون مدرسه هاي گـــــير."دبيرستان شهيد(ه)آبجي طيبه مهرنامي!!"

امسال آمار قبولي كنكور سراسري مدرسمون صد در صد بوده!!

اه لامصبا بهمون مقنعه چونه دار دادن...البت من هنو نگرفتم! فك نكنين از اين مقنعه هاس كه كلاس اوليا سرشون مي كننا!!!!!نه بـابــــا!!! صد رحمت به اونا!يه جوريه كه كلا از رو پيشوني عقب تر نميره!قشــنگ مث زناي اول انقلاب!!! من فقط مي ترسم يه وخت تو خيابون ما رو با اعضاي گروه طالبان اشتباه بگيرن!

حالا امروز داشتيم مي رفتيم مدرسه.يكي از مادراي بچه ها ده متر جلوتر جلومونو گرفت گفت بچه ها موهاتونو بكنين تو مدير مدرسه وايساده جلو در داره دونه دونه مقنعه همه رو ميكشه جلوووووو!!!ولي خدايي دمش گرم!آخه كل موهام تو صورتم بود!آستينامم تا كجا تا زده بودم!!

 بزارين از ناظممون بگم...شما اين سريال يوسف پيامبر رو مي بينين؟؟ناظم ما كپي پوتيفاله!!!(عزيز مصر!!)عينهو برج زهرمار مي مونه.(البت كل كادر غيرمحترم مدرسه تيريپ گربه كشي دارن اونم دم حجله!!ولي زررررشك!)اسمش اسكندريه ولي ما صداش ميكنيم:::اسي كماندو!!!!!!!

به قول هنگامه:خطر نزديك شدن اسي كماندو بيـــــــــــــــب!!

حالا ديرو نشسته بودم واسه مامانم از مدرسه تعريف مي كردم،داشتم مي گفتم:...آره اسي كماندو......تق ق ق ق ق ق ييــــهو كلّم از پشت محكم خورد به ديفااار!!انقدم درد گرفت كه خدا مي دونه

وااااااااااي انقد كلاسمون باحاله.... كلاسمون نه ها!بروبكسشو ميگم!!كلاس ما شلوغ ترين كلاسه.از جلو كلاسا كه رد ميشي همه دست به سينه نشستن جيكشونم در نمياد،راهرو سااااااااكت،اون وخت ما كلاسو گذاشتيم رو سرمون!.طبق اطلاعات من نصف كلاس معدلشون بيسته نصف كلاس هم اسمشون شقايقه!!!!(اين دو تا چه ربطي دارن به همديه؟!!!)

*:ديرو زنگـــــيدم به دوستام ...هر كودومشون تو يه دبيرستان پخشن...يكي  هدي،يكي رضوان،يكي الهام،يكي 13 آبان....آمار همشونو در آوردم...از ساعت 5 تا 7 پاي تيليف بودم.

**:بچه ها يادتونه چند وخت پيش تو تابستون يه آپ كردم درباره اين كه يه رفيق به اسم حديث دارم كه ازش بيزارم؟كه مث سيريش چسبيده بهم؟؟حالا پريرو يه چي ازش شنيدم كه فكم چسبيد كف پام.انقــــــد ناراحت شدم.خيـــــلي دلم واسش سوووخت.

***:يكي از بچه ها گير داده به من ميگه:نميدونم چرا انقد از تو خوشم مياد... بعد هر 5ديقه يه بار ميگه:حيـــف كه داداش ندارم!!!!!

****:امرو شقايق خيــــــلي مشكوك مي زد...يه چيزي شده كه من ازش خبر ندارم! راســــــتي يادم رفت بگم شقايق قـــــــديمي ترين دوست منه.از كلاس اول ابتدايي تا حالا با هم تو يه مدرسه ايم!!!حالا فك نكنين رفيق فابمه ها!اون منو دوس داره ولي من سايه شو با تير ميزنم!الانم مجبوري باهاش كنار ميام

*****:يكي از كارمنداي ايستگاه ابوريحان خيـــــــــلي خوشگله!

******:دايي بزرگم خيلي با من شوخي ميكنه...پريرو مي گفت:آيدا يه وخت يه نفر اومد گفت منو مامانت فرستاده باهاش نريا!(مث اين كلاس اوليا!)بعد رو كرد به مامان بزرگم گفت:حالا مي دزدنش زنگ مي زنن ميگن پول بدين...ما هم ميگيم بكشينش به دركــــ!!من واسه دردسر خودمون ميگم!!

*******:مث اينكه يكي از بچه هاي كلاس دو سال جهشي خونده!!!!!!!!!!!

******** :آخ جووووووووووووووون فردا تعطيله!

*********:ســـــــــــــــرخــــــــــــوشـــــــــــــــيو عــــــــــــــشــــــــــــقه!

**********:ديه فعـــــــــــــــــــلا تا بعـــــــــــــــــــدا بـــــــــــــــــــــــــــاي

كيس.ميس.ليس!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 8:25 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

آقا امروز تازه فهمیدم که دیروز ینی سیزده آگوست روز جهانی چپ دستاس!تو یه وب دیدم...منم که جوگیر!گفتم بیام اینجا به همه چپ دستا بتبریکم!منو فرزان جفتمون چپ دستیم...خیلی هم خوشحالیم که جز این سه درصدیم.(من یکی که از این موضوع خیــــــــلی خر کیفم!)بروبچ چپ دست روزتون مبارک!چاکر همه چپ دستا هم هستم!(حالا دیه پررو نشین!)

دیه همین دیه!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت 9:48 PM  توسط dA $arKh0sh!@ 

 

ساموليك و جميعا

احوال بروبكس؟!؟

نوبت من نبود كه آپيده كنم وبو،ولي اين فرزان گشاد اصن انگار نه انگار كه اينجا نويسنده اس.گفتم بهتره به جاي اينكه هي سه پيچ شم كه بدو آپ كن خودم آستينامو بزنم بالا! بچه ها يه كم نگاش كنيم خجالت بكشه!!(فرزان اين تيكه كلوم علي بود؟! راستي كنكور رو چي كار كرد؟رازمون چي شد؟دهن لقي نكرد كه؟؟!)

راســـتي خيـــــــلي ممنوم كه به سوال پست پيش همتون جواب دادين!واقـــــعا خجالتم دادين!...يه كم نگاتون كنم خجالت بكشين!!

 

اين بار يـَــــك آپ تووووپ دارم واستون.

ميخوام شما رو بيشتر با کاربراي بلاگفا آشنا کنم!!!

 

 

 

ذوق زده!!! اين کاربر وقتي لاگين ميکنه به بلاگفا تيــــز ميره آخرين نظرات خوانندگان رو کليک ميکنه! حالا تا الان اصلا انتظار نداره 1 نفر هم با چرندياتي که کپي پيست کرده واسش کامنت گذاشته باشه. به هر حال ميره ميبينه 1 دونه کامنت واسش اومده! بعد شروع ميکنه به ويرايش و خط کشي کردن کامنت زبون بسته و دست ميبره تو کامنت طرف! اول کامنت رو مطابق ميل خدشون اديت ميکنن بعد هم جواب ايشون رو زير همون کامنت مينويسن!.

اين کاربر بخاطر اينکه فک ميکنه وبلاگش به اندازه سايت ياهو ويزيتور داره به خدش زحمت نميده بره تو وب کسي که نظر گذاشته جواب بنويسه و منتظر ميشينه تا طرف دوباره بياد تو وب اينو جوابشو ببينه! حالا غافل از اينکه اون طرف اصلا نميدونه آدرس وب اين چي هست و شانسي روي يه لينکي کليک کرده يه شب اومده نظر نوشته و بعدشم يادش رفته اصلا واسه کي نظر گذاشته...

   

ريلکس!!! اين خيلي باحاله! اينا وقتي به بلاگفا لاگين ميکنن دوباره تيز ميرن آخرين نظرات خوانندگان رو کليک ميکنن! بعد کافيه يه نفر اونجا نوشته باشه "الف" يا "ب" فوري وب سايتشون رو کليک ميکنه و ميره باهاشون فاميل ميشه... اين کاربر ديگه کل وقتش با کامنت گذاشتن واسه فاميلاش پر ميشه...

  

خطرناک!!! اينا معمولا در مورد هک و هک کردن مينويسن! واسه اينا کامنت نذارين! چون در جواب کامنتتون در جريانات آزمون و خطاشون براي يادگيري بهتر هک کردن وبلاگتون هک ميشه و نميتونين جوابشون رو ببينيد...

 

خبري!!! اينا معمولا وبلاگشون خبرنگاري هست! قسمت درباره وبلاگشون هم راست هست! اينا وقتي لاگين ميکنن به بلاگفا اول ميرن يه پست جدي و خبري جديد ميزنن تو وبلاگشون! بعد ميان قسمت نظرات! نظرات اينا معمولا زياد هست چون خيلي به هم لينک ميدن.... واسه اينا حتما بايد يه کامنت علمي گذاشته باشي يا اسم همه وزير وزراي مملکت رو بلد باشي تا جوابتو بدن... مثلا دست کم بايد در مورد قيمت نفت تو بازار جهاني يا تورم و اينا بنويسي تا آدم حسابت کنن و بيان نظر بذارن!...

 

مامور سي آي اي!!! اينا قسمت کامنت هاي وبلاگشون رو اصولا ميبندن! هر چي بگردي تو وبلاگشون ميبيني هيچ جا نظر دادن رو باز نذاشتن! اينا سرشون شلوغ هست و دارن به نظريه زمان انيشتن فک ميکنن...

 

عشقي ذوق زده!!! اينا وبشون پر از قلب و عکساي قلب هاي نشکسته و سالم و خشگل و قرمز هست! اينا وبلاگ ساختن که با يکي دوست بشن و اگه دختر باشه که منتظر جاني دپ هست! که از يه وبلاگ زپرتي بياد اينو پيدا کنه و اگه پسر باشه منتظره هيلاري داف از يه وب زپرتي ديگه بياد اينو پيدا کنه و واسش کامنت بذاره! اصولا اينا وقتي واسشون يه خط کامنت ميذاري فورا همون هيــــلاري داف و جاني دپ مياد تو ذهنشون و ميرن واسه هيــــلاري داف يا جاني جان نظر ميذارن! اونم پنجاه خط که واي چه دنياي بدي هست و تنهام و خسته شدم کمکم کن و اينا... اينا هم يه يکماهي يا کمتر با هم کامنت خصوصي بازي ميکنن تا ايدي ياهوي همديگه رو بگيرن! بعد تو ياهو فقط يکساعت کار داره! اين ميگه کجايي؟ عکستو بده... بعد بيخيال ميشن...

 

شکست خورده عشقي!!! واسه اينا وقتي کامنت بذاري بايد حواست باشه حتما تو کامنتت فحش به دنيا و اين چيزا زياد بنويسي که باهات احساس همدردي بکنه و زحمت بخدش بده بياد جواب کامنتتو بذاره! آخه بابا حوصله نداره ديگه! تو هم مراعات کن زياد واسش کامنت نذار! نميخواد جو بگيرت و دلت واسش بسوزه و بخواي جاي اوني که رفته رو واسش پر کني زورکي!

 

مدل تنبل!!! اينا خيلي زرنگ هستن! ميرن تو وبلاگ هاي مردم! اصلا نميخونن وب طرف رو و فقط واسش يه شکلک گل يا رضايت يا اون علينک دودي رو ميذارن و ميان بيرون! يا مينويسن واي چه وب قشنگي! همين! يا وبت خيلي عاليه! همين! از چاخان! بعد انتظار دارن اوني که واسش يه گل گذاشتن بياد براشون طومار کامنت بنويسه به کيلوگرم...! اينا روزي حدودي 1000 تا وب بيشتر سر ميزنن و هنوز وبلاگ طرف لود نشده اينا کامنتشونو گذاشتن و رفتن...

 

کار کشته!!! اين مدل مربوط به اونايي ميشه که وبلاگشون 3 - 2 سال بيشتر عمر داره و تو اين مدت اينقدر کار کردن که ديگه چم و خم راه رو ياد گرفتن و حرفـــــــــــــــــه اي  شدن! هم درست نظر ميذارن! هم درست مينويسن! هم که تونستن وبشون رو سه سال حفظ کنن و تو اين مدت ناراحت روحي پيدا نکردن يا با همسرشون دعواشون نشده که بيان وبشون رو حذف کنن!!!

 

 

 *:ما الان جز كودوم دسته ايم؟؟!!

**:بچه ها وختي كامنت مي ذارين آيدي تونم بذارين واسمون،آخه خدا وكيلي اصن حال ندارم با اين سرعت كند بلاگفا سه ساعت بگردم تو وبا خبرتون كنم واسه آپ!! آيدي تونو بذارين تا من واستون آف بذارم بگم كه ما آپيم!!(از خديم گفتن كون گشاد مايه نشاط!!!)

***:نه روز بيشتر نمونده به مدرسه ها

****:اه اه اين سريالاي ماه رمضون چقد چرتن! اين كارگردان بزنگاه كه ثابت كرد ميشه بدون فيلم نامه هم فيلم ساخت و خيلي چيززززا رو آموزش داد!!

*****:فرزان هفته ديه آپ مي كنيا!

******:ساسي مانكن آهنگ جديد داده ولي حال ندارم برم بدانلودم!

 

*******:مث هميشــــه:ســـــر خــــــــــــوشـــــــــــيو عشــــــــقه!!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/23ساعت 4:56 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

 

ســـــــــــــــــام علـــــيك و جميعا

آقا حوصله پوصلمون سر رفتيد با خودمون گفتيم بيايم يه آپ بزنيم به بدن!

ميگم چه ضدحاليه آدم چله تابستون سرماخوريده بشه ها........اه خيـــــلي بده... حالا ديروز مثلا اومدم يه نمه استراحتيده بشم ، ولــــو شدم وسط اتاخ،رو موكت....بدتر حالم بد شد..... اه من نميدونم كودوم خري اين موكتو اختراعيده؟؟؟انقد سفته كل هيكلم تاكسيدرني شُديد!!!! يه با مرام بياد منو مشتوماليده كنه...!!جون تو ثواب داره ها!

من نميتونم فلش موس رو ببينم....آخه الان نور و رنگ مانيتور صفره....با خودم گفتم اكشال نداره...جهنمه درك!! از روشنايي مانيتور من كم شه،شايد برق به دو تا خونه ديگه هم برسه...!!!!ديگه چراغ ياهومم نمي روشنم...آخــه از خديم گفتن:هرگز نشه فراموش/اديسون تو گور شده موش!!

اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه  بچه ها ديدين تابستون چــــــــــــــــــقد زود تموميده شد؟؟

ديگه بايد بريم بميريم ...متنفرم از ته دل من از اول مهر...ولي نـــــه...امسال اول مهرو خيلي هم مي دوستم...آخه تهطيله!ما هم كه ديگه رفتيم كه دفيرستاني بشـــــيم...

من چهار روز در هفته كلاس دارم...!!خيــــــلي ستمه.از هشت و نيم تا يه رب به يك....رياضيفيزيكشيميزيستعربيزبان....  به جز يه نفر از دوستان كه اتفاقا خيــــلي هم مي دوستمش!(  )هيچ بني بشر آشنايي اونجا نيس....حالا اينا هيچي...براي فرم مدرسه قراره بهمون مقنعه چونه دار بدن!!!! از اينايي كه كلاس اوليا سرشون مي كنن!!! فقط يه چيز اين مدرسه منو شيفته خودش كرده!اونم اينه كه هنوز چشمم به جمال مديروناظم روشن نشده!!...ولي كلا اين نصيحتو از من آويزون پرده گوشت كن!....مدرسه يني سرخـــوش كــُشي...!!

آقا شب نيــــــمه شعبان رفتيم بيرون...تو يكي از اين كوچه ها آهنگ گذاشته بودن پسرا هم ريخته بودن داشتن مي رخصيدن... حالا آهنگه نافرم قررررري!!... نزديك بود كنترلمو از دست بدما!حيف كه اسكيت پام بود وگرنه مي پريدم وســـط...!!راســـــــتي گفتم نيمه شعبان...فرزان...هوي با توئم...ميگم بد نيس وختي داري با الـــــــناز فك ميزني،يه نيگا به دور و برت هم بكنيا...كلي بال بال زدم ولي منو نديدين شماها!.... حالا چي مي گفتين كه فكتون انقد گرم شده بود؟؟....ميگم من خسته شدم انقد تن اين الناز مانتو سفيد ديدم!!....اين بار بهش بگو از يه رنگ ديگه استفاده كنه!!(چــــــشم آيــــدا خانوم چـــــشم!)

ديدين چي شد؟؟حسابي تحريم اقتصادي شدم رفت پي كارش ...آخه...قبض تيليفون اومد....قرار شد اگه دفه بعد بازم رقمش نجومي بشه....زبونم لال.خداي نكرده.روم به ديفار.گلاب به روتون....سيم اينترنتم پخ پخ شه! واس همين فيـــــلا به هيش كودمتون نميتونم سر بزنم...پس از دستم ناراحت نشين يه وخت....چون من ديگه روي هم رفته و روي هم نرفته كلا روزي يه رب ميام نت...!!!باورتون ميشـــــــه؟؟؟!!...اون يه ربم فقط واسه چك كردن كامنتاست....

......اااااا ببخشيد اگه يه نمه معطل شدين....آخه رفته بودم چايي بخورم!!!!!!

خب ديگه چرندگويي بسه....ميخام يه سوال ازتون پرسيده كنم....شما فك كنين نظرسنجيه.... هر كي مي كامنته بايد بجوابه ها!!

خب حالا سوال:سرخوشي يني چي؟؟!يا شما سرخوشي رو تو چي مي بينين؟؟!

ديگه حرف خاصي ندارم...پس...

فيـــــــــــــــــــــــــــــلا تا بعــــــــــــــــــــــــــدا بــــــــــــــــــــــــــاي

 

پ/ن/1:اون دوست شاعرمونو يادتونه؟؟....ديگه شعر نميگه كه من بذارم رو وب!!!

پ/ن/2:چقد گشنمه....

پ/ن/3:چرا آدم وختي مي تونه لم بده رو مبل،جلو باد كولر و يه ايستك هلو بره بالا،بايد پاشه بره مدرسه؟؟

پ/ن/4: رفيقاي جيگر و گل و خوب و بامرام و بامعرفت خودم...!!!  اگه دارين اين آپو مي خونين. برين به بقيه هم بخبرين كه اينجا آپيده شده....چون من اصـــــن حال ندارم!! 

پ/ن/5:بازم مث هميشه... ...... ...  ســـــرخـــــــشيو عـــــــــــشقه!

پ/ن/6:آپمو كه كردم،سوالمم كه كردم،پ/ن هامم كه نوشتيده كردم....ااااااااا من امروز چقد كردم؟!!!؟!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت 11:41 AM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام فقط سرخوشيو عشقه!

خوبين بروبكس؟؟؟

چه خبرا؟؟؟؟؟

خبر خبر.....من يه چيزي كشفيدم!....يه چيز خيـــــــــــــــــــلي مهم....بگم؟؟....ميگم:من به اين نتيجه رسيدم كه هنوزم ميشه سرخوشيو عشق بود!!!

آرررررره!!!آرررررررره!

فرزانمو نميدونم....ولي من ميخام سرخوش باشمو سرخوش بمونم ديگه هم از اون ديوونه بازياي پست قبل از خودم دَر نَوَ كنم!!!....ســــــرخوشــــــيــــــــــــو عـــــــــــشــــــقـــــــــه!!!!!بزن قدش!

سفر به ديار سرخوشي هاي ديروز!

انعـــــــــكاس!!!!!

برنامه امشب سينما هاي.....اااااااا !ببخشيد....ييهو پيام بازورگاني رفتم!!!

من هر چي فك ميكنم ميبينم آدم اصــــــــــــــــــــــن نبايد بزاره غم و غصه با دلش تيريپ برداره....حتي اگه بهش بگن ديوونه....مشكلاتو جور ديگه هم ميشه حليد!!!

پس حالا همه داد بزنين...............من نميدونم چرا هي ميزنم اون كانال!!!

همه با هم يه صدا::ســـــــــــــرخــــــــــــشـــــــــــــيــــــــــــــــو عــــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــقــــــــــــــــــــــه!

ايـــــــــــــــــــــــــــنــه!!!!! آرررررررره!

آقا نطق من وا شده ميخام يه هوا زر زر كنم....چيه داااااااش مشكليه؟؟؟؟؟؟

اين آهنگ ماماني رو نيگا ميكنين شما  ها؟؟؟؟بابا منظورم همون ترانه مادريه ديگه!خـــــــــنگ!پريشب ميخ شده بوديم پاي تي وي....اون تو داشت بارون ميومد! اون يارو پوياهه هم خيس خيس شده بود....من برگشتم گفتم اي كاش اين جا هم بارون ميومد....آقا چند لحظه اي از حرفم نگذشته بود كه ديدم داره يه صدايي مياد....فوري پريدم دم پنجره!!!!!!!!!!........ديدم داره بارون مياد!!!!!! خيلي وختا اين جوري ميشه ها. يه چيزي رو كه ييهو ناخداگاه از ته دل ميخام اتفاق ميفته.

ديشبم بارون اومد....اينجانب هم مث بارون نديده ها رفتم وايسادم رو پشت بوم زير بارون....آخ چه حالي داد!....مث ديوونه ها بلند بلند با خدا حرف زدم....

به من ميگن ديوونه بارون نديده!!!!آره!آره!

ديشب برقمون رفته بود،هوا هم كه لامصب گرم....اينجا صحراي آفرقاس...آخرين پرنده اي كه تخم گذاشت فوري به نيمرو تبديل شد!!!....دوباره پا شدم رفتم پشت بوم....رفتم خابيدم رو ديوار بين خونمون و خونه همسايه!ستاره ها رو نيگا كردم!!!!

 (نوكته: پهناي ديفار=طول w700*دو!!!!)

خودم هنو در عجبم كه چه جوري از اون بالا سقوط نكردم؟؟ ؟؟!! اصن ببينم من چه جوري اونجا جا شدم؟؟؟

مي بيني؟؟ من هم بارون نديده ام هم ستاره نديده!!! خداييش دو سالي بود كه يه ستاره تو اين آسمون خاكستري نديده بودم....گفتم بذار ستارمو پيدا كنم....آسمون پر ستاره بود....سه تا ستاره از همه پر نور تر بودن....چيه؟حتما انتظار داري بگم اون كه از همه پرنور تر بود مال منه؟؟؟!ها؟؟....نخـــــــير اون يكي كه از همه كم نور تره و به ذور ميشه ديدش مال منه.... چون اون پرنور تره رو همه نيگا ميكنن و ميگن مال منه!

اااااااااااااااا بروبكس يه چند وختيه دلم ميخاد برم وسط جنگل زندگي كنم....تنهاي تنها....يه جايي كه تا شعاع ده كيلومتريم هيش بني بشر دو پايي نفس نكشه..... نفـــــــــس كــــــــــــش!!!آ آيـــــــــدا كوچك خان جــــــــنگلــــــي!!! وارد ميشود!!!

 

كم كم دارين به عقل نداشته من مي شكيد؟؟نه؟؟؟بابا من جنم،عقل بسم الله!!!!كجاي كارين؟؟؟

 

پ/ن.1:بچه ها يكي از دوستاي ما شاعر شده،منم بهش گفتم هر بار كه وبمو آپ كنم،يكي از شعراتو ميذارم:

دلم ميخاد آبيه آسمونو/هديه كنم به قلب مهربونت/دلم ميخاد عشق زلال و پاكم/ريشه كنه توي تموم جونت/دلم ميخاد اين عشقو باور كني/باور تو آخر آرزوهاست/تنها تويي دليل بودن من/با تو بودن برام شبيه روياست..... پريسا.و/23.تير.87

پ/ن.2:عسلم نوبت تو بود آپ كني ولي....مگه منه ديوونه نوبت حاليم ميشه؟؟ !

پ/ن.3:از همه شما هاي كه تو اين مدت به ما اميدواري ميدادين ممنونم.نخ سوزن(مخصوصا) داش حميد خره!! و امير و مرگ سياه محمد و بقيه و ساير!!!

پ/ن.4:ميگما ما زمستون گاز نداريم،بهار آب نداريم،تابستون برقمون ميره....حتما پاييزم قراره تيليفونمون بقعطه ديگه!!!

.

.

.

.

پ/ن.6:سرخوشيو عشقه

ســــرخوشيو عشــــــقه!        

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت 12:29 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

پ.ن.۱: ینی بازم میشه سرخوشیو عشق بود؟؟؟؟؟؟!

پ.ن..۲:بلاگفا به فاکم دادی!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 1:57 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

 

این مطلبو واسه دل خودم نوشتم.....نمیدونم چرا؟ ولی خودش اومد تو ذهنم.....هر کی نمیخاد میتونه الکی وختشو تلف نکنه.


روز سرديست....و من بي تو در كوچه هاي سرد و تاريك سرنوشت،تك و تنها،قدم زنان به سوي بي كسي ميروم...كجايي كه با چشم هاي عاشق و معصومت به چشم هايم خيره شوي و با تك تك نگاه هاي داغت دوست دارم رو فرياد كني؟؟ حالا من....مني كه از عمق وجودم گرماي با تو بودن رو حس كرده بودم،چطور ميتونم جاي خالي تو رو تو قلبم با يادت پر كنم؟؟
چطور ميتونم نگاه هاي عاشقت رو به دست فراموشي بدم و دستاي سردمو به دستاي غريبه بسپرم؟؟؟
  خوب ميدونم تو هم در اين روز پاييزي،بي من آوارگي در كوچه هاي سرد سرنوشت رو تجربه ميكني.......
ميرم....سال هاست كه در اين كوچه بي انتها راه ميرم......چقدر خوب به ياد دارم روزهايي كه من وتو دست در دست يكديگر در همين كوچه مي دويديم....بي خبر از همه جا....بدون هيچ غمي.....با كوله باري از سرخوشي!
اما نميدونستيم كه سر پيچ راهزن ها در كمين اند......كوله بار سرخوشي مون رو از ما گرفتند....گريه كردم....ندادند....التماس كردي....باز هم ندادند....گفتي من به هيچ كس التماس نميكنم....اما آن ها به سادگي ما خنديدند و رفتند......ميخواستي به دنبالشان بروي و هر جور شده سرخوشي رو پس بگيري....اما....من به راه افتادم.....با نگاهي از جنس غم پرسيدي:مي خواهي در اين تنهايي،تنهايم بذاري؟؟
مثل هميشه،تو باز هم به عشقم شك كرده بودي.....
با چشماي خيس گفتم:نه كي گفته؟؟!
گفتي:ميخوام كوله بار هامونو ازشون پس بگيرم...بيا
گفتم:نه....نرو....نميتوني....
اما تو بي توجه به التماس هاي من....رفتي.....
و من بي تو در كوچه هاي سرد و تاريك سرنوشت،تك و تنها،قدم زنان به سوي بي كسي ميروم .

پ.ن:هنوز برام همونی....همون نفس تو سینم....

با خودت فک نکن که من عین خیالمم نیس...من ظاهرم شاده....ولی تو دلم....تو نیستی که ببینی.......به خدا منم مث تو شکستم.........باور کن
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 2:21 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سرخوش مرد تمام
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 6:8 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

مااااامااااااااااااااااااااااااااااااااااان

گور باباي همتونImage and video hosting by TinyPic

امروز روز حساب بود.......آره بابا كارنامه.....و تعيين دبيرستان.......معدلم شد :19.78.Image and video hosting by TinyPic....... البت خوبه ها ولي من فك ميكردم بيشتر بشم....... حالا كارنامه رو بي خيخي.....دبيرستان......افتادم مهرنامي.جايي كه ازش نفرت دارم.مدرسه خرخونا..... هيش كدوم از بچه ها هم باهام نيستن........نگا كن تو رو خدا گفتيم از اين مدرسه سخت گير لعنتي ميايم بيرون ميريم يه دبيرستاني كه نفس راهت بكشيم........چي ميخاستيم چي چي شد؟ انقدم دوره كه نگوووو......اگه مامانمو راضي كنم كه سرويس نگيره،مجبور ميشم كه با BRT برم ......آقا يه CD غمگين بذار! من الان عند افسردگيم!

حالا اينا همه يه طرف،اينا رو وللش،فرزانو بگو اينجوري كه از هم جدا ميشيم.....راستي معدل فرزانم شد 19.25.

آره داداش ما ديگه از راهنمايي اومديم بيرون و به اصطلاح،خدا نكرده،زبونم لال،بلا نسبت،گلاب به روتون،روم به ديفار،مثلا بزرگ شديم (ما ميگيم بزرگ شديم تو هم بگو آررره!صداشو در نيار!!)


Image and video hosting by TinyPic

   

آره بابا اين مدرسه درب داغون مائه.....يني بوووووووود.نميدونم چرا اسمشو سانسور كردن؟؟؟

فقط نوشته رو داشته باش(من خودم همين الان تو عكس ديدم):مدرسه راهنمايي تحصيلي دخترانه نرگس!!!!!!!!! Image and video hosting by TinyPicآخه مگه مدرسه تفريحي هم داريم آخه؟؟


Image and video hosting by TinyPic

ايني كه ميبيني ميز مائه!يني بوووووووود! بدبخت بيچاره! اين آخريا ديگه جاي خالي پيدا نميكرديم روش!!


 Image and video hosting by TinyPic

اينم ديفارمونه.........اي بابا بوووووووووود!! اينم مث ميزه آثار و بقاياي ما رو در خودش ثبت كرده! اصن تو كلاس كه وارد ميشدي ميفهميدي كه منو زهرا و هديه كجا ميشينيم،از بس كه رو ميز و ديوار اسمامونو نوشته بوديم!!!!

حالا بقيه ميزا تميييييز،ميز ما همش خط خطي و نقاشي بود!!!Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic 

شايد باور نكنين ولي اين ديگه كار من نيس!!!


Image and video hosting by TinyPic 

و اين هم.......شلوار منه!!! اونيفرم مدرسم!!!!تو اين مدرسه كسي از معلما و دانش آموزا نمونده بود كه به شلوار من گير نداده باشه!!Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic 

اينم يادگاري بروبكس رو مقنعه من!!

 

خب ديگه بالاخره پرونده هامونو گذاشتن زير بقلمونو.........به سلامت.

بچه هاي سه در چهار!(همون سه ي چهار!!)و بر و بكس سوم،ميدونم بيشترتونو ديگه هيچ وخت نميبينم ولي همين جا ميگم كه همتونو يه دنيا دوس دارم.......(عجب صحنه رمانتيكي!)

من فيلا ميرم دنبالم اوقات فراغتمImage and video hosting by TinyPic

 

پ.ن.1:سام عليك تابستوووووووون

پ.ن.2:خدافظ مدرسه فكستني!! 

پ.ن.3:فقط به خاطر فرزانم چروپرتامو(حرفامو)نوشتم وگرنه ميخاستم مطلب بذارم

پ.ن.4:آهنگ زنگ انشاي بابك تيغه خيلي قشنگه حتما برين بدانلودين

.

.

.

.

.

پ.ن.5:سرخوشيو عشخه!Image and video hosting by TinyPic

 پ.ن.6:Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 5:4 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سام عليك

خوبين كه؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوفي؟؟؟؟

امتحانا چي؟؟؟؟؟

ما كه مثلا نهايي داريم.............ديوسا ورداشتن ما رو يه ميز در ميون نشوندن سر جلسه امتحان!تو هر كلاس از هفت نفر بيشتر نيستيم. نميفهمم آخه يني چي آخه؟؟

امروز امتحان املا داشتيم.زهرا ميگفت به كلمه تشديد دار كه رسيد من ميزنم رو ميز!

راستي يه چيزي................جمعه اي گشت محترم ارشاد منو گرفت!!!بدجور گرخيدم!!!!

آقا اومدم يه آپ بكنما.نگا كن.صد دفعه رفت و اومد!!برقو ميگم بابا.باز تابستون شد اين برق رفتنو اومدنش گرفت................اون آبه كه تو تابستون قطع ميشه نه؟؟؟......آخه برق چه ربطي به تابستون داشت؟؟؟؟؟؟؟................من چه ميدونم آخه؟؟؟خودت يه جوري ربطش بده ديگه.آخرشم نتيجه گيري كن كه من واسه آپ كردن خيلي زحمت ميكشم.......ربطش دادي؟؟؟؟نتيجتو گرفتي؟؟؟؟خب ديگه بسه برو آپو بخون..................دِ برو ديگهلبخند مي زنيم!

 

مرد بیکار !!!

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه اش کرد و تميز کردن زمينش رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واستون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»

رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»

مرد در کمال نوميدي
اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...

پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا بود. شروع کرد براي آينده خانواده اش برنامه ريزي کنه، و تصميم گرفت بيمه عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»

نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت:

 

آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 4:28 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سام عليك

احوال بروبكس؟؟

آقا امروز اتمسفر هوا گرفته منو ميخام با همه يه دور حال احوال  كنم.......اول از همه فرزان خودم،خوبي عزيزم؟؟؟......آخر چي شد تو هنوز سر حرفت هستي؟دو تا؟؟رو من حساب نكنيا!!......داداش $ton3 چطوره؟؟اسمتو درست نوشتما داداشي...تبسم و ديسي كه سالي يه بار سر ميزنن پس حالشونو نميپرسم......آيدا يكي يدونه خودم چطوره؟؟؟...چرا از يلدا خبري نيس؟؟؟...وحيد جونم تو چطور مطوري؟؟...مهدي تو خوبي؟خيلي وخته آن نميشي...فرشته كوچولو كم پيدايي،معلومه بدجور مشغول درسايي ها!...دخترخوب تو چيكارا ميكني؟... girl & boyشماها چطورين؟ايشالله به پاي هم پيرشين!!! امير تو خوبي؟چند وخته بهت سرنزدم ...كسي نموند؟؟؟؟؟اون تينا كه مفقودالاثر شده هيچي حميد و رژانو و شيرينو هم نميشناسم!!!!

خب ميرويم سر آپ

اينبار دوس دارم فقط حرف بزنم حوصله مطلبو عكس و  اينجور چيزا رو ندارم ميخام از مدرسه بگم از خودم بگم از فرزان از زندگي از درسا از اين از اون از بقال سركوچه از نوه عمه ي شمسي خانوم از همسايه بقليمون!!!!!!!!!

عرضم به حضورتون كه طبق آخرين آمار 13 روز ديگه مونده تا آخرين روزاي مدرسهميرم مدرسه......جيبام پره فندقو پسته!!!!. اين امتحاناي ترمو كه بديم ديگه از مدرسه مي ندازنمون به خارج!آخه موفق به درج مدرك عالي سيكل از خز ترين مدرسه منطقه ميشيم!من سيكل ودارم!الان يه ساله كه دارم روز شماري ميكنم كه زودتر راهنمايي تموم شه.ولي راستشو بخاين دلم واسه مدرسمون تنگ ميشه.آره دلم واسه اين خراب شده كه سه سال از بهترين و بدترين سالاي عمرمو توش گذروندم تنگ ميشه.افسوووووووووووووووووس دلم واسه خانوم حق شناس (ناظممون)كه خيلي خيلي دوسش دارم تنگ ميشه آخه اون تنها بزرگتري بود كه تونستم راحت باهاش دردودل كنم(رجوع شود به پست دعوا تو وب ع ش ق!!)دلم واسه تك تك روزايي كه با الناز تو اين مدرسه بودم تنگ ميشه الناز كسي كه دوستيمون باهم ممنوع شده.كسي كه دوسش دارم ولي خدا ميدونه كي ميتونم دوباره ببينمش.حتي دلم واسه وختايي كه با حديث دعوا ميكردم هم تنگ ميشه بيچاره پريروز بدجور زدم تو گوشش!هيچ وخت يادم نميره زنگ تفريحايي رو كه مجبور بودم صف بوفه رو مرتب كنم…..آخه ناسلامتي شهردار مدرسه اي گفتن!!!شوراي دانش آموزي گفتن!!!

قرار بود امسال بعد امنتحاناي ترم مدرسمونو بكوبن آخه خيلي خديميه.ولي پشيمون شدن،بچه ها گفتن اينا منتظرن مدرسه خودش خراب شه!ولي من خوشحال شدم چون از الان خودمو واسه مراسم افطاري و بقيه جشناي مدرسه دعوت كردم!!................. آقا گفتم ميخان مدرسه رو بكوبن ياد يه چيزي افتادم!!!فرزان يادته؟؟دو سه ماه پيش يه خانومه تو راه مدرسه ازمون پرسيد شما راهنمايي هستين؟گفتم بعله گفت كجا؟گفتم نرگس گفت مدرسه خوبيه؟گفتم خوبه ولي ..ميخان بكوبنش. يه چند وخت گذشت دوباره همون خانومه همون جا همون سوالا رو ازمون پرسيد!!!! اسكل نفهميد ما هموناييم!!!!!!!

نميدونم سال بعد كدوم يكي از بروبچه ها باهامن؟؟؟؟؟مث اين بچه دبستانيا دلم نميخاد از دوستام جدا شم آخه دلم واسه اونا هم مي تنگه.واسه ثمين كه بعضي كاراش داره دقم ميده.واسه اون نيوشاي بي معرفت.واسه پري.واسه دورفام و مسخره بازياش.واسه دو تا بغل دستيام كه نميشه از هم جداشون كرد.....حالا اينا همه يه طرف………..فرزانم يه طرف اگه باهاش تو يه دبيرستان نباشم كه دق ميكنم فك كردن دربارش ديوونم ميكنه. بهتره چيزي نگم.

 

َاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَ چقدر درباره مدرسمون حرف زدما؟؟؟؟!!!!!!!

بريم سر موضوع بعدي:::::::::::هي تو…..فرزان با توام.......ازت يه هوا دلگيرم..........آخه من چجوري به تو بفهمونم كه از چشمم نيفتادي؟؟؟؟؟ها؟؟؟خدا شاهده الان بيشتر از هر موقعي دوست دارم.............اصن به من چه كه تو نمي باوري؟؟؟؟؟؟؟مهم خلوص نيته!!!!!

راستي بچه ها آهنگ جديد ساي مانكنو حسين مخته رو شنيدين؟؟؟؟؟؟اسمش ديوونه خونه ست.خيلي باحاله..............نشنيدين؟؟؟؟؟ خب به من چه  برو رپ 98 دانلود كن!!!!! راستي آدرس جديدشم اينه:::: WWW.BAX98.COM

 

یه چیز دیگه بچه ها عکسم تو اینترنت پخش شدآخه  تو مدرسمون المپیادآشپزی داشتیم اومدن ازمون عکس گرفتن گذاشتن رو سایت.خب منم افتخار دادم دیگهالبت نصفه افتادم.نمیدونم چرا هرکاری کردم عکسه آپلود نشد؟!ولی جاتون خالی یه روز کامل مدرسه خرتوخر بود.گند زدیم به مدرسه رفت!اگه میخاین آدرس سایته رو بدم......چیکار کنیم معروف شدیم رفت!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 8:21 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سام عليك

آپ مي شويم

يني بيكار بوديم گفيتم يه آپي هم بكنيم....................................نه كي گفته من بيكار بودم؟خيلي هم مشغول بودم....................................مشغول؟؟؟مگه من تيليفونم كه مشغول باشم آخه؟؟؟....................مشتعل..........نه مشتغل بودم!!!!!.....................مشتغل؟؟؟؟؟مشتغلو ديگه از كجام دراوردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.......................اي بابا من چي ميگم؟؟؟؟؟؟؟؟..........................معلومه ديگه:چرتوپرت.....................................مثل هميشه!!!!

يه ده سالي ميشد آپ نكرده بودما......................نه بيست سال.........................چرا بيست سال؟؟؟؟؟؟؟؟؟....................پس چند سال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟........................اي بابا منو ول كني تا صب چرتوپرت ميگم.

خب ديگه چه خبر؟(سلامتي رهبر)تعطيليا خوش گذشت؟؟؟؟..............اَاَاَاَاَ من كه دقيقا وسط عيد سرماخوردم.....چه ضد حالي.تازه آمپولامم نزدم هيچي،كلي بستني و ترشي و نوشابه و سس و از اين چرتوپرتا هم خوردم.

خب چون فيلا مخم هيش جوره نميكشه يه مطلب خوشمل ميذارم واستون حال كنين.البت واسه دخملاي جيگر كه يه وخت خداي نكرده،زبونم لال،روم به ديفار………………………نترشن!!!!!!!!!

درراستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر براي جلوگيري از ترشيدن استفاده کنن. (سواستفاده نداريما)

 
1- روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

2- روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

3- روش سوسکی: بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

4- روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

6- روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

7- روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

 به نظر شماها كودوم روش معثرتره؟؟؟ 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت 6:57 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

 

 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من امروز خيلي خيلي خيلي خوشحالميوووهوووو آخه بالاخره بعد از4ماه مامانم گوشيمو پس داد.هوراااااا

هوووووووووووووووووووووووووووورررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااايوووووووووهوووووووووووووو

آپ اين دفعه درباره روان شناسيو ميوه است.اگه بهت ميوه تعارف كنن كودومو انتخاب ميكني؟ پرتقال،سيب،آناناس،موز،نارگيل،انبه،گيلاس،انگورسياه،هلو،گلابي كودومو؟البته اگه من باشم كه ظرف ميوه رو خالي ميكنم!!!ولي بين اينا ……………..هلو رو عشقه................گلابي رم عشقه...............كلا ميوه هارو عشقه..............منو عشقه..............فرزانو عشقه................. اصن سرخوشيو عشقه!

فرزان ببخشيد بين اينا شليل كال نيستا.......آخه فرزان من شليل كال خيلي دوس داره.

 

 

پرتقال

اگر پرتقال ميوه محبوب شما است. شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد.سخت كوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان به شما اعتماد كرد . شما دوستان خود را به دقت انتخاب مي كنيد و با تمام وجود به آن ه عشق  ميورزيد

....................................................... 

سيب

چنانچه سيب ميوه محبوب شماست شما فردي اسراف كار و بسيار رك گو و صريح اللهجه هستيد.اگر چه ممكن است بهترين سازمان دهنده  و مدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيت مي رسانيد.در بيشتر موقيت ها مي توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد. شما از سفر هاي كوتاه و غير منتظره لذت مي بريد.زماني كه با شريك زندگي خود به سر ميبريد جذاب و خونگرم به نظر مي آييد و به شدت عاشق"زندگي"به مفهوم واقعي آن هستيد.

.......................................................  

آناناس

بسيار سريع تصميم مي گيريد و سريعتر از آن عمل ميكنيد.در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه هاي اجتماعي شجاع و بي باك هستيد.شما داراي يك توانايي استثنايي در مديزيت مي باشيد و نمي گذاريد كار روي دستتان بماند.دست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد.معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه بر قرار نمي كنيد ولي به محض انجام آندوستتان را براي هميشه براي خودتان نگاه مي داريدبندرت به دنبال زندگي رمانتيك ميرويدو شريك شماغالبا به واسطهاين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي گيرداما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نا اميد است.

 ....................................................... 

موز

عاشقان موز افرادي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستند.شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران غالبا از طبع آرام و شيرينتان سؤ استفاده كردهو سعي ميكنندبه اين وسيله براي خود موقعيت هاي جالب را رقم بزنند.عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه ها هستيد واين عشق  به خاطر زيباي جسمي و روحي اوست.به خاطر روشي كه داري روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است.

.......................................................  

نارگيل

شما دوستاران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر و شعور هستيد.از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهانو دوستان خود حساسيت خاصي داريد.ممكن است كمي خود خواه به نظر بياييد اما لزوما چنين صفتي در شما بر جسته نميشود.. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش به زنگ  هستيد و ديگران مطمئن هستند كه در زمينه شغلي هميشه در بالا ترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام ميدهيد.شما نياز به شريك عاقلي داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسئله دخالت مي دهيد.

.......................................................  

انبه

اگر انبه را دوست داريد به راحتي ميشود به شما اتكا كرد.شخصي هستيد با ايده هاي روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اينكه درگير مسائلي بشويد كه نياز به تلاش ذهني شديد دارد لذت مي بريد و با شريك خود به ملايمت و آرامي رفتار مي كنيد.سعي مي كنيد با زندگي خود بسازيد و چنانچه نياز به قوي بودن را احساسا مي كنيد آن را در جايي ديگر مي جوييد.

 ....................................................... 

گيلاس

چننچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را به شما نشان نمي دهد.فراز و فرود در زندگيتان زياد است.بويژه در موقعيت هاي حرفه اي و كاري. شما هميشه و در هر پروژه ايكمي پول به دست مي آوريد و نه به مقدار زياد.ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هسيد.شما شريكي صميمي و وفادرا هستيداما اثر گذاشتن بر  احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما به منزله بهشت استو هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريدكه در منزل باشيد و دوستان افراد خانواده و آشنايان شما را دوره كنند. 

....................................................... 

انگور سياه

به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع و به شدت عصباني مي شويد هر چند به همان سرعت عصبانيت شما فرو كش مي كند.از زيبايي ها به هر شكل كه باشند لذت ميبريد.بسيار محبوب و مورد علاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست.شور و شوق فراواني به زندگي داريد و از هر كاي كه مي كنيد لذت ميبريد اعم از لباس پوشيدن خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و  علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از همه آچه كه به او مي دهيد لذت ببرد.

 ....................................................... 

هلو

درست مانند هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گو و صريح اللهجه بوده و روشي دوستانه داريد و اين نكات به جذابيت روحتان مي افزايد.در بخشش و فراموش كردن نظير نداريدو براي دوستيها ارزش زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد.. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات  خود را در ملا ء عام بروز دهيد.

 ....................................................... 

گلابي

چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي كنيد مي توانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد.شما دوست داريد كه نتيجه تلاش هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد كمي خجالتي به نظر  ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه به دنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش بيش از ديگر موارد اهميت ميدهي.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/19ساعت 8:14 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

توجه توجه این آپو دو نفری کردیم!!!..........نه نه دو نفری آپو نکردیم!!!   بچه تو چرا انقدر منحرفی؟؟؟منظورم این بود که این بار منو فرزان باهم آپیدیم.خطای قرمز حرفای منه،خطای آبی حرفای فرزان. جمله های دو رنگم از زبون جفتمونه.خب دیگه بریم سر آپ.   

ولنتاین،ولنتاینت مبارک...مبارک،مبارک،ولنتاینت مبارک...بیا آیدا رو بوس کن تا صد سال زنده باشی!!! آیداااااااااااا از تو توقع نداشتما!!! یعنی چی؟ حالا منو بوس کنن یه چیزی. بالاخره دختری گفتن پسری گفتن (من آدم نمی شم. شرمنده!)

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام !!!

ولنتاین همتون از دم مبارک!!فرزان ولنتاین تو هم که از قبل مبارک شده!!!

میگما خدا ولنتاینو (راهب معروف رومی) بیامرزه! ولی چقدر بهتر بود به جای 25 بهمن روز ولنتاین،19 اسفند روز عشق خودمونو جشن میگرفتیم.اسمش چی بود؟؟........آهان سپندارمذگان.

بابا آیدا تو که توضیح می دی کامل توضیح بده بذار یکی که نمیدونه قضیه ی این آقای ولنتاین چیه بفهمه. منم اگه امروز خودت بهم تعریف نکرده بودی الان عمرا

می فهمیدم چی میگی..........خب حالا من میگم: ولنتاین اسم یه آقای با شخصیتی بوده که این آقاهه کشیک بوده. اون زمانا نمیدونم چه جوری بوده و چه قانون مسخره ای وجود داشته که نمیذاشتن دخترا و پسرا با هم مزدوج بشن.

بعد این آقای ولنتاین میاد و به صورت سکرت دختر و پسرا رو به هم می رسونه.

واسه همینم به یاد اون جوون مرد روشن فکر این روز ولنتاین نامیده شد.......... ببخشید اگه توضیحاتم ناقص بود. آیدا امروز یه سری توضیح داد که من از حرفاش همینا دستگیرم شد.

اینم کادوی منBoooos یه بوس کوچولو.البت این هدیه ی آیدا فقط شامل دخترا میشه ها!!! (به جز من!!!) اخه نمیدونین دیروز من بالاخره آیدامو............ البت مث آفتاب پرست شیش بار رنگ عوض کردم. بنفش و آبی و قرمز و نارنجی مغز پسته ای(رنگ جدیده) و سرخ و سیاه شدم تا...............بقیشو دیگه خودتون بحدسین.

خب به مناسبت روز عشاق میخوام یه عکس لاوی با حال  بذارم.روش بکیلیکین!!!!!




 
 
 
 


چرا نیومد عکسه؟؟؟؟بی خیال بابا!!!!!شرمنده!









  
  
  
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/25ساعت 2:13 PM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سلاااااااااااااااااااااام

من تشریف فرما شدم باز.

الان که من دارم با زحمت و مرارت می تایپَممی تایپیم اون فرزان شاید پادشاه هفتمیه رو هم خواب دیده باشه.البته شایدم از خواب پریده باشه.چون من نیم ساعت پیش زَنگیدم خونشون!!!!!!مرض دارم صبح کله سحر می زنگم خونه مردم؟؟مرض که دارم ..........ولی..........این بار دیگه غَرَض مرض نبود.کار داشتم.........می خواستم ببینم مدرسه تعطیله یا نه ؟ آخه این تلویزیون مرد تا زیر نویس کنه......من که از دیشبش گفتم تعطیلیم ،ولی هیچی از این آموزش پرورش ما بعید نیس یهو دیدی میگه امروز برین مدرسه تو این برف، بعد فردا،پس فردا رو به خاطر برودت هوا(با اُبُهَت بخون)تعطیل میکنه!!حالا به هر حال فک کنم بابای فرزانو از خواب بیدار کردم ..........مردم آزارم دیگه چه کنم؟

ولی خداییش تعطیلیو عشقه!!!برفو عشقه!!!!مارم عشقه یعنی سرخوشارم عشقه!!!!!!!!!! اگه فک میکنی مخ منم به خاطر سرما یخ زده ،زدی به هدف!!!

-------------------------------------------------------                                             

آقا دیروز امتحان جغرافی داشتیم خونده بودما ولی...........اَه امان از این شانس تخمی ما!!!

سر دو تا سوال مونده بودم ، داشتم مینوشتم رو کاغذ که از جلوئیم بپرسم که دیدم دبیره داره میاد ته کلاس ،منم کاغذه رو گذاشتم تو دوبل شلوارم........دبیره هم همون جور مث بختک وایساد بالا سر منه بدبخت!منم که حالا با خیال راحت نشسته بودمو با خودم فک میکردم عمرا برگه رو تو دوبل شلوارم ببینه......حتی به این کله پوکم نرسید که لااقل پامو بندازم پایین!!!!همون جوری نشسته بودم.خاک بر سرم

یهو دبیره اومد جلو،برگه تقلبو از تو دوبل شلوارم کشید بیرون!!!! اِی تو روحت!!! .....

آخه زنیکه تو به دوبل شلوار دختر مردم چیکار داری؟؟؟؟؟منو بگو گفتم این یارو معلمه اسکله این بارو دیگه میتونیم با خیال راحت تقلب کنیم.........حالا تقلب که نه.....تبادل اطلاعات!!ولی زرشک!!!

ولی حالا بی خیالش چون فک نمیکنم نمرمو کم بکنن........شایدم بکنن.............چیو بکنن؟؟؟..........آهان نمرمو کم بکنن!!!

حالا به نظرتون این فرزان الان از خواب بیدار شده؟میترسم بزنگم این بار کل خونواده رو از خواب بپرونم!!از من که بعید نیس!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 9:15 AM  توسط dA $arKh0sh!@  | 

سلااااااااااااااااااااااااااام بروبکس باحال

خوبین؟خوشین؟سلامتین؟دماغتون چاغه؟جدی دماغتون چاغه؟؟؟؟؟؟من یه جراح بینی خوب سراغ دارما!!!

خب این اولین پست وب ماس)دو تایی باهم آپیدیم).یعنی امروز افتتاحیه است .یووووووهووووووووووووووووووووووووووووووو

دیش دارا دیدام دیش دارا دیدام آآآآآآآ بیا وسط !!!!!!!!!!!!!!!!! دوبس بَرَ دوبس دوبس!!!!!!

 اِ چرا داری این طوری نگا میکنی ؟؟؟؟؟ خب افتتاحیه است دارم شادی میکنم دیگه!!!! این شادی به طرز آیدا دیوونه و فرزان دیوونه است. اصلا مگه شادی طرز و روش میخاد؟؟؟؟؟؟؟شاد باش بابا بی خیال بیا وسط!!!!

آآآآآآآآآآآآآآآآآ دست!! دست!! دیش دارا دیدام دستا شله ه ه ه ه ای بابا چرا نشستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیش دارا دیدام دیش دارا دیدام دست!! بیا آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ اون عقبیا پاشین دیگه!دستا شله ه ه ه ه ه  ه!!!!!!!!

بروبکس باحال بفرمایین برین تو قسمت نظرا پذیرایی بشین ،به صرف میوه و شیرینی ،حالا شاید شامم بدیم!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/16ساعت 6:13 PM  توسط dA $arKh0sh!@  |